علي بن حسين انصارى شيرازى

207

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

آهن و آن را بر روى صحيقهء كنند و نم كنند باب و بنهند تا خشك شود و بكوبند و آنچه مانده باشد ديگربار نم كنند و بنهند تا خشك شود و بكوبند تا آن زمان كه همه زعفران شود و انواع ساختن آن بسيار است اين يك نوع آسان‌تر بود كه گفته شد و طبيعت وى قابض بود و سرد و چون كهن شود خشك بود در دوم چون زن به خود برگيرد قطع خون رفتن بكند و چون زن بياشامد منع آبستنى بكند و چون با سركه بياميزند و بر جمره و بثرها بيندازند سودمند بود همچنين سودمند بود جهت داخس كه بر ناخن آيد كه آن را به شيرازى خوى درد گويند نافع بود بر داء الثعلب و موى براند لاتين CROCUS MARTIS فرانسه SAFRAN DE MARS انگليسى BURNT GREEN VITRIOL زغير مر و سفيد است و در مرو گفته شود زِفت رومى سه نوع بود برى و بحرى و جبلى بهترين آن بود كه براق و صافى بود پاك المس و طبيعت آن گرم و خشك بود نقرس و مفاصل و فالج و بادهاى سرد و درد رانها و زانوها را نافع بود و جذام را طلا كردن بغايت نافع بود خاصه چون ادمان بر آن كنند و مقدار يك درم تا دو درم طلا كردن مستعمل بود و اسحق گويد مضر بود به شش مصلح آن كثيرا بود و بدل آنجا و شير و علك البطم و گويند بدل آن قطران است لاتين ASPHALTUM فرانسه ASPHALTE - BITUMEN MINERALE انگليسى JESS , S PITCH - ASPHALTUM - BITUMEN زِفت يابس زفت تر بود كه خشك مىشود به طبيعت خود و آن را ابوسفاس خوانند و بيشتر از ينبوت و آزر گيرند و ينبوت خرتوب بود و آزر صنوبر است و آزر نر كه برنميدهد و طبيعت آن گرم است در اول و گويند در دوم و خشك است در دوم و جالينوس گويد گرم است در سيوم و وى خشك‌تر از زفت رطب بود قوبا را نافع بود و ريشهاى فاسد را از رطوبات پاك كند و ريشهاى سر و گوشت در ريشها بروياند و مفتح و محلل و ملين جراحات بود و بر موضع ضرب طلا كردن نافع بود و منضج ورمهاى صلب بود زِفت رطب زفت تر است و آن روانه بود و در مرهمها كنند نافع بود و آن از قبيل قير بود و از ينبوت و از غير آن از انواع صنوبر گيرند و زفت نزديك بقطران بود و روغن وى را فسالون خوانند و آن‌چنان گيرند كه زفت در پختن در تحت و بر بالاى وى صوفى پاك بياويزند و بخارى كه بدان متصاعد شود چون بسيار گردد صوف را بفشايند و در ظرفى كنند و يا در قرع و انبيق نهند تا بچكد و آن را روغن زفت خوانند و چون با آرد جو بر داء الثعلب ضماد كنند موى بروياند و اگر بر خنازير نهند نافع بود و منضج اخلاط غليظ بود و برص ناخن ببرد و ملين ورمهاى صلب بود و قوبا را زايل كند و چون با شكر بخورند سينه را پاك گرداند و اگر بر ريش چهارپايان و جرب ايشان بيندازند سود دهد و اگر چند نوبت بر هر عضو كه خواهند طلا كنند فربه گرداند بر شقاق پاى طلا كردن سودمند بود و منع نفث دم بكند و مسهل بود و شريف گويد چون بزفت تر حقنه كنند گزندگى مار و عقرب را نافع بود و چون ميان سر كسى كه علق فروبرده باشد بتراشند و با روغن قطران چرب كنند علق بيرون آيد از حلق و صاحب منهاج گويد چون بگيرند از روغن وى تا ده درم و با عسل بياشامند ترياك زهرها بود و بر گزندگى افعى طلا كردن سود دهد و دود وى مژه را بروياند و ريش را زايل كند و در قوت مانند دخان كندر بود صاحب مخزن الادويه مىنويسد : زفت رطب رطوبتى است كه از درخت صنوبر نر برگيرند و آنچه از درخت باردهندهء آن غير چلغوزه است و مسمى به تنوب سيلان مىنمايد منجمد آن را را تيانج نامند و آنچه از درخت شربين كه از اصناف سرو است و ثمر آن مانند ثمر سرو و از آن كوچكتر است حاصل مىشود آن را قطران نامند لاتين PIX NIGRA فرانسه POIX NAVALE - POIX NOIRE انگليسى COMMON PITCH